سلام ای غروب غریبانه دل
سلام ای طلوع سحرگاه رفتن
سلام ای غم لحظه های جدایی
خداحافظ ای شعر شبهای روشن
خداحافظ ای شعر شبهای روشن
خداحافظ ای قصه عاشقانه
خداحافظ ای ابی روشن عشق
خداحافظ ای عطر شعر شبانه
خداحافظ ای همنشین همیشه
خداحافظ ای داغ بر دل نشسته!!!!
تو تنها نمی مانی ای مانده بی من
تو را میسپارم به دل های خسته!!!!
تو را میسپارم به مینای مهتاب
تورا میسپارم به دامان دریا
اگر شب نشینم ، اگر شب شکسته
تو را میسپارم به رویای فردا
به شب میسپارم تو را تا نسوزم
به دل میسپارم تو را تا نبینم
اگر چشمه واژه از غم نخشکد
اگر روزگار این صدا را نبیند
خداحافظ ای برگ و بار دل من
خداحافظ ای سایه سار همیشه
اگر سبز رفتی ، اگر زرد ماندم
خداحافظ ای نوبهار همیشه
شعرش فوق العاده قشنگ بود.حیفم اومد نگذارمش!!!!!

دیشب رفتیم امامزاده ای که اخرین قسمت حلقه سبزو توش گرفته بودنو کشف کردیم. انگاری که داشتن توشو تغییر میدادن. از اون شکل توی فیلم که یه اتاق بود و در داشت در اومده بود ، اما هنوزم حس معنوی خوبی بهت میداد!چادرم گرفتم و رفتم طرف ضریح. یکی هم داشت مداحی میکرد. خیلی حال خوبی شدم.یک جوری شده بودم.فکر میکردم حسن نشسته توی اون اتاقک کوچیکو داره اشک میریزه. داره به تکامل میرسه. خداییش که فیلمش حرف نداشت. مخصوصا صحنه های اخرش. اون لاک پشته، پیر شدنش،...کلی گریه کردم قسمت اخرش. اون قدر که صبحش چشمام پف کرده بود.خدایا چی میشد ما هم به اون درجه از تکامل برسیم؟!!!! خدایا متشکرم بابت تمامی چیزهایی که بهم دادی، و تمامی چیزایی که بهم ندادی! شکرت قشنگم!!!
