دل من یه قفله اما دست تو مثل کلیده میخوام از تو بنویسم ، کاغذام همش سفیده
یه سوال عاشقونه بگه هر کسی میدونه اونکه دادم دلو دستش ، چرا دل به من نمیده ؟!!!
چه قده دعا کنم من خدا رو صدا کنم من
دست من یه اسمونه ، نیمه شب ، دم سپیده
گفتم از عشق تو میخوام سر بذارم به بیابون
گفت تو عاقل تر از اینی ، این کارا از تو بعیده
التماس کردم که یک شب لااقل بیا تو خوابم
گفت که هذیون رو تموم کن ، انگاری تبت شدیده
گفتم ارزو دارم تو مال من بشی یه روزی
گفت تو این دنیای بیرحم ، کی به ارزوش رسیده
اونی رو که دوست نداری ، دنبالت میاد تا اخر
اونی که دنبالشی تو ، چرا دایم نا پدیده؟!!!!
سرنوشت گریه نداره خودت اینو گفتی اما
تو دل من نمیدونم ، چرا باز یه کم امیده
تو منو گذاشتی رفتی ، اما میخوام بنویسم
که چقد واسم عزیزه ، اون که خط رو من کشیده....
« مریم حیدر زاده »
گر چه تیکه اخرشو خودم عوض کردم . این شکلی بود : « اون که از من دل بریده . »
برای منم دعا کنید . عاشورا یه جوریییییییی میشم .